تبليغاتX
crazy_girls
     
 

crazy_girls

هر جاکه عاقلی بود اینجا دم از جنون زد

 

ما ننگ وجود روزگاریم......عمری به نفاق میگذاریم
محنت زدگان پر غروریم.....شوریده دلان بی قراریم
جان باختگان راه عشقیم.....دل سوختگان سوگواریم
ناخورده دمی شراب ایمان....از ظلمت کفر در خماریم

این شعر رو عطار جون سروریده..که بنده از تو کتافش کش رفتم....مطمئنم اون میدونست ما سه تا دیوونه قراره یه روزی به دنیا بیایم که ننگ روزگار بشیم....از کدو بودن شانس خود غم زده باشیم و مثه ذرت رو اتیش بی قراری کنیم...!!!!
تازه قراره جانباختگان راه عشق(درس ومدرسه وخل وچلی)هم باشیم...!!!!در ضمن ما بی شراب یا با شراب کلا خماریم...!!!!
دستت طلا عطار جون...نور به قبرت بباره...که لااقل تو ما رو درکیدی....احتمالا تو هم جز دارو دسته ی خودمون بودی!!!!
__________________________

نمیگذارم که خاطرات از یاد بروند!!

 
 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

     
 

خاطرات دارن میان :-)

 

شروع میکنم با های بای ( بیسکوییت مورد علاقمه )


تا چندین هزار ثانیه ی دیگر خاطرات انتشار پیدا خواهند کرد. همراه با عکس.



دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 |

 
     
 

کامینگ سوووووووووووووون !!!!

 

سیییییلااااااااااااام

به زودی خاطرات خاطره شده رو براون میذارم

کامینگ سوووووووووووووووون


شنبه شانزدهم مرداد 1389 |

 
     
 

الو خدااا؟صدامونه میشنوی؟مردیما:-(

 
سلام!!
خوفین؟
ما که اصن خوف نیستیم ...!!!
حوصله ندارم کل اتفاقات هفته رو تفسیر وتشریح کنم که اصن حس وحالش نیس وکلا پکرم...!
خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

امروز اصن حس بیدار شدن از خواب نبود.خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com...به زور زنگ ساعت پاشدم که خفش کنم....دیدم حسش نیس بخوابم.....عین ادمای گیج وپرت تلو تلو خوران کیسه رو پوشیدم ونفهمیدم چیکار کردم.....راستش به در مدرسه رسیدم یه جورایی دیگه سرحال اومده بودمخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com.....رفتم تو کلاس دیدم خدا روشکر لوله بخاری سر جاشه...اخه اون دفه بخاری روشن بود و دودکشه رو هوا معلق!!(ماشالا دودکش نیس که چشه پای بابا لنگ درازو کور کرده!تازه یه بار هم یهویی تلپ افتاد وسط فرق سر بی گناه دوستم..)!!
امنیت رو داری....!!!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com


کلاسمون یه چوب لباسی نداره که ما ژنده پوشان خرقه های خویشمان (خودمان)رو آویزون کنیم...آخه به یه فسقل صندلی ما هم کیفمونه اویزون میکنیم هم خرقه ها رو..هم روش نشستیم هم مینویسیم هم میخوابیم...!!!
از ته و سر جزوه های حسابانی که برا بچه ها کپی کرده بودم یه 1700ناقابل مونده بود که گفتیم یه چوب لباسی بخریم....!!!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com
اخرشم مصی (بهترین دوستم) رف خرید همش2500وقرار شده از این 1700ویه ذره دیگه پولشو بدیم...!!!
تا یه هفته پیشم داشتیم قسط های این ساعت کلاسو میدادیم ...!!
یه ذره دیگه پیش بره تا خرخره زیر قرض میریم....!!!!!
الانم که همه داریم با سیلی صورتمونو سرخ میکنیم که شهریه مدرسه جور بشه...بهمون گفتن کارنامه با پول..!!!ما هم گفتیم نه پول نه کارنامه!!
خلاصه بگم ته فقارت!!!
هنوزم که هنوزه عین کفن پوشان ورامین سرتا پا سفید میپوشیم خیره سرمون میریم ورزش کنیم.....بدبختی رو دارین تو رو خدا..!!

هیچی دیگه....الان که امتحان ترم تموم شده تازه میفهمم هیچی یاد ندارم....یه هفتس الافم ودریغ از یه کلمه درس....!!!راستش بی فایده میدونم...من که بعد امتحان همچی یادم رف نخونم سنگین ترم.....(عند ناامیدیم)....!!!
فعلا بای..برم یه کم گریه کنم(خدا جواب خنده هامونم داد....دستت درد نکنه خدا)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۸۷) یادش بخیر.. این خاطره رو اون روز توی وبلاگم نوشته بودم فیــــلا


سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 |

 
     
 

سلام ما اومدیم، تاریخ تولد اینجا :D

 
سلام جیگرای وب گرد  خوفین؟خوشین؟سره جوبین؟(ببخشید سره حالین؟)

بله چشماتون درست میبینه  این وبلاگ ماست که دوباره متولد شده خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

اونایی که خاطرات مارو یادشونه که هیچی، اما شمایی که تازه پاتون رو روی گلوی ما گذاشتین و دارین خفمون میکنین بدونین که ما سابقه ی درخشانی داریم در خاطره نویسیهمین دیه

در بالای همین پست براتون یه نمونه رو میذارم تا مشتری بشین.


سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 |

 
 


ghalebeweb.blogfa.com